عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )
364
تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )
را از برادر خويش بخواست . و اول بر على كامه [ 1 ] زد ، و او را هزيمت كرد و خود باسترآباد - بشد . و اهل خراسان بغارت مشغول شدند . و تاش مر على را باز خواند ، و ابو شجاع فنا خسرو از بهر برادر خويش ( مؤيد الدوله ) [ 2 ] بويه ، هفت هزار مرد مدد فرستاد . چهار هزار از يك جانب ، و سه هزار از ديگر جانب . چون مدد بوييان در رسيد ، لشكر تاش را برگرفتند و هزيمت كردند ، و تاش بلشكرگاه خويش آمد ، فرمود تا لشكرگاه را آتش زدند و خود برفت . چون لشكر بويه بن الحسن قصد كردند ، كه بر اثر هزيمتيان اندر خراسان آيند ، ايشان را خبر رسيد ( 203 ) كه فنا خسرو بمرد [ 3 ] و لشكر بويه فرود ايستادند ، و نيز سوى خراسان نيامدند ، و گر نى خراسان و تاش را لاش [ 4 ] كردندى . و امير ابو الحسن را از بخارا نامه رسيد كه : « و راعه [ 5 ] پوش ! و به خانه بنشين » ! و او چنان كرد ، و لشكر به پسر خويش امير ابو على داد ، و او را بمدد حسين بن طاهر به سيستان فرستاد ، و امير خراسان ، پوشنگ او را داد و ابو على برفت . چون خبر به سيستان به امير خلف [ 6 ] رسيد ، غلامان بايتوزى [ 7 ] و احراران [ 8 ] را نامزد
--> [ ( 1 - ) ] تاريخ طبرستان . . 3 : على بن كامه . [ ( 2 - ) ] در هر دو نسخه مؤيد الدوله نيست ، از روى تاريخ طبرستان 1 ر 5 نوشته شد . [ ( 3 - ) ] در سنه 372 ه . [ ( 4 - ) ] لاش : تاخت و تاراج و غارت ( برهان ) . [ ( 5 - ) ] دراعه : به ضمهء دال و تشديد راء نوعى از جامهء مشايخ كه از صوف باشد و بر دوش اندازند ( غياث ) . [ ( 6 - ) ] خلف بن احمد از امراء دانشمند خانوادهء صفارى سيستان ( 326 - 399 ه . ) است ، كه بمدد جمعى از علماء به مصرف 20 هزار دينار تفسير بزرگ قرآن را نوشت وى در سنه 393 ه . بدست سلطان محمود گرفتار و از زرنج به جوزجان نفى شد ، و در سنه 399 ه . در حصار گرديز در حبس بمرد ( الاعلام 2 ر 357 ) نسب خلف به حاتم جد يعقوب ليث مىرسيد ( تاريخ سيستان 342 ) [ ( 7 - ) ] بايتوز در حدود 360 ه . حكمران بست بود كه سبكتكين او را از آنجا براند و بجايش طغان را نشاند ، ابو الفتح بستى كاتب و شاعر معروف ، كاتب اين بايتوز بود ، و ذكرش در تاريخ يمينى عتبى و ابن اثير و غيره آمده است . در اين جا مراد كسانى باشند ، كه غلامان اين بايتوز و يا احرار بودهاند . در هر دو نسخه : بايتورى ؟ [ ( 8 - ) ] هر دو : حرار آن را ؟ كلمهء احرار مقابل غلامان بايتوزى خواهد بود ، در آن عصر رسم بود ، كه جموع عربى را به الحان ( ن ) جمع مىبستند . پس احراران صحيح خواهد بود .